بایگانی

نوشته‌هایی که ‘رهبری تیم’ برچسب زده شده‌اند

درس های رهبری و موفقیت از زبان یک مربی بسکتبال

اکتبر 30, 2010 3 دیدگاه

جان وودن(John Wooden)  ملقب به مربی وودن (Coach Wooden)  یک بازیکن و مربی بسکتبال در سال های گذشته آمریکا بوده است. به عقیده  بسیاری از بسکتبالیست ها او بهترین مربی بسکتبال در طول تاریخ می باشد. البته نه به این خاطر که او خوب بسکتبال می دانست بلکه او یک رهبر و مربی به معنای واقعی کلمه بوده است. توانایی تیم سازی او زبان زد خاص و عام بود . بسیاری از بازیکنان مطرح لیگ NBA فقط به خاطر نام مربی وودن به تیم دبیرستانی او می آمدند. علت اینکه این مربی بسکتبال در دنیای خارج ازورزش نیز شناخته می شود به خاطر قدرت رهبری وی می باشد.

مربی وودن خالق هرم موفقیت بوده است . به عقیده خیلی از محققین این هرم بهترین شکل بصری می تواند از عوامل موفقیت باشد. مربی وودن 14 سال از عمر خود را صرف ساخت این هرم کرده است. هرمی مانند شکل زیر :

http://sirasad.files.wordpress.com/2010/10/pyramid_lg.jpg?w=592

شکل بالا شامل 3 جز اصلی می باشد. 1- تعریف دقیق از موفقیت 2-هرم موفقیت 3- 12 درس رهبری

اگر به کتابخانه های محل زندگی خودتان مراجعه کنید , شاهد این خواهید بود که صد ها و شاید هزاران کتاب با عناوینی مانند»چگونه در 2 ثانیه موفق شویم»  یا «چگونه 1 روزه میلیونر شویم» یا «همه را تحث نفوذ خود قرار دهید» و یا … بر روی قفسه ها موجود می باشند . شاید به طور فیزیکی هزاران کتاب از صد ها نویسنده موجود باشد ولی ذاتا همه آنها یکی هستند. به صراحت می توانم عرض کنم که : عکس بالا چکیده این هزاران کتاب می باشد. یعنی اگر ما بدنبال دست یابی به مفهوم موفقیت هستیم این یک شکل ما را کفایت می کند. به قول استاد گرامی آقای قمشه ای , انسان در عمر خود چند کتاب مفید را بخواند برای تمام عمر او کافی خواهد بود. http://sirasad.files.wordpress.com/2010/10/515r62yff7l-_sl500_aa300_.jpg?w=236&h=236این عکس از آنهایی است که باید طلا گرفته شود و به جای بعضی چیزها بر روی دیوار ها نصب شود.

اما اگر در درک شکل بالا با مشکل مواجه شدید , می توانم کتاب Coach Wooden’s Leadership Game Plan for Success را معرفی کنم.یک کتاب با حجم کم و متن انگلیسی روان و سرتاسر شکل و داستان و نکته.

در واقع این کتاب (به کوشش فکر کنم نیویرک تایمز) به صورت چیکده به یک شکل بصری گویا تبدیل شده است. هر چقدر که در این کتاب به جلو میروید شکل و هرم را بهتر متوجه خواهید شد.

مربی وودن علاوه بر این کتاب , کتاب های دیگری نیز دارد که خواندن آنها هم خالی از لطف نیست. البته این کتاب وی از طرف استفان کاوی (نویسنده کتاب معروف هفت عادت مردمان موثر) مورد تایید قرار گرفته است.

مربی وودن بعد از اخذ جایزه های متعدد در تیم های متعدد بسکتبال در سن 99 سالگی دار فانی را ودا گفت . روحش شاد.

یاشیاسیز

برنامه نویسی که مدیر پروژه شد

ژوئیه 26, 2010 24 دیدگاه

http://sirasad.files.wordpress.com/2010/07/cartoon_planning.gif?w=240&h=208این جریان مدیر پروژه شدن برنامه نویس ها در ایران حکایتی بس طولانی دارد که در این پست قصد مختصر بررسی در این باب را دارم . قبل از شروع بحث موردنظر  لازم می بینم  نظر خودم را در مورد لزوم مدیر پروژه در پروژه های توسعه نرم افزار عرض کنم : به نظر بنده در 90% پروژه های توسعه نرم افزار در ایران نیازی به نقشی با نام مدیر پروژه نیست زیرا این پروژه  ها دارای خصوصیات یک پروژه واقعی نیستند که نیازی به مدیریت پروژه باشد : مثلا به مدیر پروژه بودجه اختصاص داده نمی شود که او بتواند Cost Management بکند یا بتواند نیروی کار مورد نیاز را استخدام بکند و یا … . به طوری کلی مدیر پروژه ای که در اینگونه پروژه ها فعالیت می کند دارای مجوز و اختیارات لازم نیست : یعنی عملا Iron Triangle پروژه در دستان او نیست . البته علاوه بر اینکه مالکان شرکت او را محدود کرده اند ,  او وظایف یک مدیر پروژه را نیز انجام نمی دهد . برای مثال یک شرکت آگهی زده است که :

به یک مدیر پروژه نرم افزاری  حاذق نیازمندیم با شرایط ذیل :

  • توانایی کامل طرح ریزی کامل پروژه
  • توانایی مدیریت
  • توانایی برنامه نویس با زبان #C

کاملا از شرایط درخواستی معلوم است کسی که قرار است این کارها را انجام بدهد اسمش مدیر پروژه نیست (البته با توجه به تعاریف انیستیتو PMI ) . در ایران انتظار میرود که مدیر پروژه کل پروژه را طرح ریزی و طراحی کند . یعنی او عملا کار تحلیل گر و طراح را انجام می دهد  . بلی بنده قبول دارم که مدیر پروژه باید توانایی طرح ریزی داشته باشد ولی نه تحلیل و طراحی محصول  در بعد فنی و تکنیکی مثلا استخراج Class Diagram ؟ ! بلکه او در سطح مدیریت  باید طرح ریزی نماید : Road Map پروژه را مشخص کند ,  ریسک های پروژه را معلوم بکند و … .

انتظار بعدی این است توانایی مدیریت داشته باشد : خوب خیلی خوب است ولی توانایی مدیریت یعنی اینکه تقسیم وظایف برعهده او خواهد بود . مدیریت منابع انسانی (HR) تقسیم وظایف نیست . (مثلا از او انتظار میرود که وظایف برنامه نویسان را در هر ساعت مشخص کند) .

توانایی برنامه نویسی که فکر نکنم نیازی به توضیحات اضافی باشد . یعنی او همانند یک برنامه نویس در کنار زیردستان خویش باید بتواند برنامه نویسی بکند .

قابل نتیجه گیری است : کسی که 4 سال برنامه نویسی کرده باشد بهتر و مستعد تر برای کار کردن در چنین محیطی نسبت به فردی است که مدرک PMP دارد و یا تحصیلاتی در زمینه مدیریت دارد. یعنی عملا در راس پروژه ها از برنامه نویس ها استفاده می کنیم . البته قابل ذکر است که این برنامه نویس ها که به جای مدیر پروژه قرار می گیرند حتما از تجربه و توانایی فنی بالایی برخوردار هستند ولی باز برنامه نویس هستند .

حکایت اینکه برنامه نویس مدیر پروژه می شود دقیقا مانند حکایت دندانپزشک شدن سلمونی ها در قدیم بود :

قدیم چیزی به عنوان دندونپزشک وجود نداشت؛ همون سلمونی‌ها دندون ملت رو هم می‌کشیدن (ظاهرا این رسم خارج ایران هم بوده). وضعیت مدیریت پروژه الان رو به وضعیت دندون‌پزشکی اون زمان تشبیه کرده بود. الان کسایی مدیریت پروژه می‌کنن که کار اصلیشون چیز دیگه‌ایه و مدیریت پروژه هم می‌کنن، فقط چون کسی نیست که بهتر از اون‌ها این کار رو بکنه. از نظر اون باید این حوزه کاری خیلی پیشرفت کنه و تبدیل به حرفه‌ای مستقل بشه.

به نقل از نادر خرمی راد

http://images.travelpod.com/users/uncle_davros/the_world.1146204120.dhaka_-_019_street_dentist.jpgهم اکنون طبق گفته بالا ما مدیر پرژه نداریم بلکه سلمونی ها و یا برنامه نویس ها دارند اینکار رو برای ما انجام می دهند . منتهی تنها دلیلی که باعث می شود که یک برنامه نویس احساس مدیر پروژه بودن بکند چیزی نیست جز Halo Effect . یعنی طرف به عنوان برنامه نویس خیلی موفقه و به همین دلیل یک هاله نوری او را احاطه می کنه که می تواند به عنوان مدیر پروژه کار کند و بدین گونه می شود که برنامه نویس مدیر پروژه می شود .

اما و اما اخطار به مالکان شرکت ها : من قصد ندارم عرض بکنم که پروژه خود را به دست برنامه نویس ها ندهید ,  (بنده به عنوان برنامه نویس , مدیریت پروژه هم کرده ام ) ,  پروژه را به دست برنامه نویس های با تجربه بدهید و منتظر عواقب خوب و بد آن نیز باشید  مثلا امکان دارد عین سلمونی های قدیمی , دندون را طوری بکشد که پروژه درجا به دیار باقی بشتابد . یک مدیر پروژه واقعی می داند که در موقع شکست پروژه باید جوابگو باشد (ولی برنامه نویس چی ؟) یک مدیر پروژه می داند که باید در شرایط بحرانی چه کاری انجام دهد (برنامه نویس چی ؟) یک مدیر پروژه توانایی مدیریت منابع را دارا می باشد (یک برنامه  نویس چی ؟) و در کل کار و تخصص مدیر پروژه در حوزه مدیریت پروژه است ولی برنامه نویس در حوزه توسعه پروژه که در واقع سطح بندی متفاوتی دارند .

قصد من از نوشتن چنین موضوعی فقط این بود که عرض کنم لزوما نیاز نیست (که اصلا نیاز نیست ) برنامه نویس مدیرپروژه  شود . برنامه نویس باید در حوزه فنی و تخصصی توسعه نرم افزار  روز به روز رشد کند ولی نه اینکه هدف او این باشد که روزی مدیر پروژه شود فقط در حوزه فنی  . و امیدوارم که سلمونی هایی که دندون ها را می کشند فقط و فقط سر ملت را اصلاح کنند و شاهد مدیران پروژه با تحصیلات مربوط به مدیرت پروژه نرم افزاری و غیر نرم افزاری در صنعت توسعه نرم افزار باشیم .

یاشیاسیز

ایجاد تیم های قدرتمند

ژوئیه 7, 2010 3 دیدگاه

همیشه کارهای بزرگ توسط تیم های بزرگ انجام می شود . تیم بزرگ نه از نظر تعداد نفرات تیم , بلکه از نظر انسجام تیمی و همکاری تیمی . یکی از مهمترین شاخصه های رهبران و مدیران شرکت ها , توانایی تیم سازی آنها می باشد . یعنی آنها باید بتوانند تیم های کارآمد و قدرتمند برای نیل به اهداف سازمانی بسازند . در این پست قصد معرفی تعدادی کتاب خوب در مورد نحوه تیم سازی و نحوه مدیریت و رهبری تیم های و گروه ها را دارم .

http://ecx.images-amazon.com/images/I/41HGXP1C5ZL._SL500_AA300_.jpg

http://ecx.images-amazon.com/images/I/51sjDWgJXFL._.jpg

http://ecx.images-amazon.com/images/I/412y5AfggSL.__.jpg

http://ecx.images-amazon.com/images/I/51oOQhKSm5L.__.jpghttp://ecx.images-amazon.com/images/I/51qutgV40nL.__.jpg

یاشیاسیز

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.