خانه > Agile, Project Management, Scrum > مدیریت در Agile

مدیریت در Agile


https://sirasad.files.wordpress.com/2010/05/bad-boss-4001.jpg?w=400قبل از شروع بحث لازم است اشاره ای مختصر به انواع مدیریت داشته باشم . مدیریت در روال سنتی به دو قسمت تقسیم بندی شده است . یک – Top Down  دو – Bottom Up . در حالت Top Down که بیشتر در سازمان های دولتی مرسوم است ,  دستورات به همراه دستورالعمل از بالا به پایین داده می شود و رده پایین موظف به اجرای آن می باشد .

در این شیوه مدیریت حتما نیاز است که مدیریت قوی انجام شود یعنی کسی که در بالا نشسته است بایدفردی بسیار قدرتمتد در زمینه مدیریت باشد .

نمونه موفق مدیریت Top Down را می توان شرکت Apple نام برد که با مدیریت کارآمد آقای Steve Jobs  می تواند بدین صورت عمل کند . در این حالت همه چشم ها به بالا دوخته می شود و استیو جابز باید با احاطه کامل به بازار و مشتریان و با توجه به ظرفیت نیروی کار دستورات و دستورالعمل را ارائه بدهد که کاری است بسیار مشکل . برای نمونه غیر موفق مدیریت Top Down  می توان سازمان های ایرانی را نام برد . دلیل اصلی نام موفق بودن این سازمان ها نبود و یا کمبود مدیر توانا در این سازمان ها می باشد .

حالت دوم نوع مدیریت به صورت Bottom Up می باشد .این نوع مدیریت که از پایین به بالا انجام می شود بدلیل وجود نیرو و قدرت بیشتر نزد نیروی انسانی می باشد . به عبارت دیگر بدلیل وجود قدرت در دست نیروی کار ,  مدیریت از نیروی کار تاثیر می گیرد و در واقع این نیروی کار است که مدیریت را انجام می دهد . معمولا شرکت های توسعه نرم افزار کوچک به این شیوه عمل می کنند . این شیوه مدیریت بدلیل اینکه زمام کار از دست مدیریت خارج می شود زیاد توصیه نمی شود و حالت اول بهتر از دوم می باشد .

با توجه به توضیحات بالا باید دید که Agile  برای مدیریت از چه شیوه ای استفاده می کند ؟

اگر پست های بنده را دنبال کرده باشید و پست Agile بهترین روش مدیریت منابع انسانی را مطالعه فرموده باشید باید بتوانید این سوال را اینگونه پاسخ بدهید که Agile از هیچ یک از متد های سنتی استفاده نمی کند و بلکه از روش Self-Organize جهت تسهیل در امر مدیریت بهره می جوید .  البته در این پست قصد ندارم بحث خودسازماندهی تیم در Agile را توضیح بدهم زیرا در این پست به صورت مکفی بحث شده است و فقط در این پست می خواهم آفت های این کار را تشریح نمایم .

Self-Organize و معضل های آن

تیم های توسعه نرم افزار بدلیل تفهیم و درک اشتباه از موضوع خود سازماندهی معمولا با این اصل Agile مشکل دارند  , بخصوص مدیر تیم های توسعه . مدیر به اشتباه فکر می کند که در حالت Self-Organize دیگر نیازی به کنترل و مدیریت نیست و باید تیم به حال خود گذاشته شود در حالی که کاملا اشتباه است .https://sirasad.files.wordpress.com/2010/05/bad_boss.jpg?w=257

اصل سازماندهی به این معنی می باشد که هر یک از اعضای تیم توسعه دقیقا می داند که چه کاری باید انجام دهد و این دانش دیکته شده نیست و فقط هدف ارائه می شود . یعنی ما دیکته نمی کنیم که حسن شما باید امروز این کار و فردا آنکار را انجام بدهید  . اعضای تیم خودشان باید سازماندهی شوند . یعنی هر فرد باید برای خودش برنامه و سازماندهی داشته باشد و عین مرغ پرکنده در وسط مات و مبهوت نماند .

برای درک بهتر وظیفه مدیر در محیط های خود سازمانده  بهتر است تعریفی از Self-Organize برای هر فرد از اعضای تیم داشته باشیم : » خودسازماندهی یعنی سازماندهی خودم در جهت تعالی و نیل به اهداف سازمان چابک» . تعریف شامل دوقسمت بود : «تعالی» : یعنی خودم را چابک می کنم و با چابک شدن مشکلی ندارم  و هر روز بهتر از دیروز هستم  و چابک شدن در جهت تعالی سازمان می باشد ,  «نیل به اهداف سازمان» :  باچابک شدن من  و رعایت اصول چایک خواهیم توانست همراه تیم به اهداف سازمان دست بیابیم . به عبارت ساده تر ,  هدف تبیین می شود و تیم در جهت دسترسی به این هدف خود سازماندهی می شود .

با توجه به تعریف بالا می توان استنباط کرد که سازمان نیاز به هدف دارد ,  چه کسی این هدف را تبیین می کند ؟ چه کسی کنترل می کند که آیا تیم در جهت نیل به هدف خود سازماندهی شده است ؟ چه کسی حرکت و پروسه توسعه را کنترل می کند ؟ چه کسی کنترل می کند چابک سازی درست انجام شده است ؟ و … . اینها همه توسط مدیریت انجام می شود. پس می توان نتیجه گیری کرد که در محیط های Self-Organize نیز به مدیر توانا نیاز می باشد.

مدیر وظیفه کنترل و انجام وظایفی در هر مرحله چابک را بر عهده دارد . در مرحله تصمیم گیری برای چابک سازی سازمان ,  تصمیم گیر می باشد . در مرحله آموزش تیم توسعه دخیل خواهد بود (البته لازم نیست او تیم را آموزش دهد بلکه می تواند با تبیین برنامه و با استخدام مربی چابک این کار را انجام بدهد) . اهداف سازمان را تبیین می کند که در Agile یکی از اصلی ترین هدف های سازمان جلب رضایت مشتری و ارائه ارزشهای مورد نیاز مشتری می باشد  . در انجام پروسه چابک و یا اصلاحا اجرای Agile  کنترلر می باشد و تیم را از لحاظ خود سازماندهی بودن و حرکت در جهت هدف و هم سو بودن اعضای تیم کنترل می نماید .

به طور خلاصه برای تمام مطالب بالا ,  ما به عنوان مدیر سازمان هدف سازمان را برای اعضای تیم مشخص می کنیم . هدف یک سازمان چابک چیست ؟ هدف سازمان چابک جلب رضایت مشتری  و ارائه ارزشهای مورد نیاز مشتری می باشد  . تیم توسعه باید در چارچوب و مسیر جلب رضایت مشتری و ارائه ارزشهای مورد نیاز مشتری حرکت نماید . مدیر این حرکت را کنترل می نماید ,  اگر نیاز به تغییرات و یا آموزش باشد ,  باید  در فکر انجام این تغییرات  و یا آموزش های لازم باشد و این همان مدیر Agile و تیم توسعه Agile ما خواهد بود .

به امید مدیران چابک و تفکری چابک

یاشیاسیز

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. ژوئیه 4, 2010 در 3:39 ب.ظ.
  2. ژوئیه 4, 2010 در 3:41 ب.ظ.
  3. دسامبر 8, 2010 در 8:54 ق.ظ.
  4. آوریل 10, 2011 در 10:47 ق.ظ.
  5. اوت 11, 2011 در 10:13 ق.ظ.
  6. اوت 13, 2011 در 1:54 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: