بایگانی

Posts Tagged ‘software development’

آیا Agile نیازی به Technical Excellence دارد؟

اوت 24, 2010 4 دیدگاه

Technical Excellence یکی از مبحث های Agile می باشد که یا مورد محبت زیاد و یا کم مهری بیش از اندازه  قرار می گیرد .  البته این مسئله صرفا برای ایران نیست و تیم های تازه کار Agile با این مشکل مواجه می شوند.  در آیه شماره 9 اصول توسعه چابک آمده است :

https://sirasad.files.wordpress.com/2010/08/images.jpg?w=225Continuous attention to technical excellence
and good design enhances agility

معنی لفظی این آیه : توجه مداوم به برتری فنی و طراحی خوب باعث افزایش چابکی می شود . اگر بخواهیم این اصل را از اصول توسعه چابک تفسیر نماییم به این نقطه خواهیم رسید که در توسعه چابک مسائل تکنیکی و فنی ( که در متدلوژی های دیگر در نظر گرفته نمی شدند) با ارزش و کلا جزو پروسه چابک سازی نامیده  شده اند .  به عبارت ساده تر در این اصل تیم های Agile را به حفظ برتری فنی و تکنیکی مداوم دعوت کرده اند و در این حد این قضیه مهم خوانده شده است که گفته اند : «باعث افزایش سطح چابکی می شود » که در هیچ یک از اصول توسعه چابک به صراحت به این مسئله اشاره نشده است یعنی این مورد تاثیر بیشتری نسبت به بقیه خواهد داشت .

ولی طبق تجربه من عرض می کنم که این اصل را قبول ندارم و این را می توان بیان کنم که : » بدون Technical Excellence چابک بودن امکان پذیر نخواهد بود » . و دغدغه نوشتن پستی فقط و فقط بیان لزوم برتری فنی برای تیم های Agile می باشد .

قبل از بیان لزوم برتری فنی لازم است تعریفی از Technical Excellence داشته باشیم :

Technical Excellence یا همان برتری فنی به معنی استفاده از ابزارها ,  روش ها ,  تکنیک ها ,  متد ها و … برتر در پروسه طراحی ,  تست و کد نویسی می باشد . از جمله Technical Excellence ها مورد بحث و مهم در زمینه چابک Unit Testing , Refactor , Continues Integration  , Clear Code , Automated Tests , TDD , … .و البته که تمام موارد فنی جزو این برتری فنی حساب خواهند شد .

برای اثبات مطلب ارائه شده (بدون Technical Excellence چابک بودن امکان پذیر نخواهد بود) کافی است با هم یک مثال کوچک را بررسی نماییم : در ارزش 4 ام بیانیه توسعه چابک آمده است :

Responding to change over following a plan

بیان شده است که ما به عنوان یک تیم چابک باید بتوانیم پذیرای تغییرات باشیم .

همانطور که می دانید تغییرات آفت توسعه نرم افزار هستند و این تغییرات باعث شکست پروژه های خیلی بزرگ شده اند و البته اگر بتوانیم این تغییرات را کنترل و مدیریت کنیم  علاوه بر رضایت مشتری به سود آوری خوبی خواهیم رسید .دقیقا دو روی  یک سکه هستند  یک رو رضایت مشتری و سود آوری و یک روی دیگر نارضایتی و  ضرر و زیان .

فرض کنید ما یک تیم Agile هستیم که اعتقادی به Technical Excellence نداریم و این را هم می دانیم که برای پذیرایی از تغییرات باید کد های تمیزی داشته باشیم . برای داشتن کد تمیز باید کدها Refactor  شده باشند . برای رفاکتور شدن کد های نیاز به تست های اتوماتیک و کلا Unit Testing داریم . Unit Test ها باید برروی یک Continues Integration قرار بگیرند .

https://sirasad.files.wordpress.com/2010/08/b5391b73f65841c4a9c49d0e2c9aec2d1.jpg?w=376حالا ما به عنوان یک تیم Agile چگونه می خواهیم بدون Technical Excellence پذیرای تغییرات باشیم ؟ اگر نمی خواهیم پذیرای تغییرات باشیم ,  پس چگونه اسم خودمان را تیم Agile یا چابک نامیده ایم ؟

این فقط یک مثال کوچک از لزوم Technical Excellence بود که خواستم از این طریق عرض کنم : موارد و اصولی که در بیانیه توسعه چابک بیان شده است ,  همینطوری کشکی نیست و نمی شود گفت که این به درد ما نمی خورد بنداز دور . نوشتن چنین نوشته هایی از آنجایی برای من اهمیت پیدامی کند که می شنوم : » ما Agile کار می کنیم  ,  ولی Unit Test نداریم . «

البته این معضل فقط برای Agile نیست ,  بنده تیم هایی (گردن کلفت) را دیدم که ادعای کار با RUP را می کردند ولی در واقع همان سنت حسنه Waterfall را ادامه می دادند . پیشنهاد من این است که  Agile  کار نکنیم بلکه Agile باشیم که اینگونه همه چیز حل خواهد شد .

به امید تیم های Agile در سرتاسر جهان .

یاشیاسیز

مطالب مرتبط با این بحث :

Advertisements

تست محصول در Agile

مه 28, 2010 5 دیدگاه

همیشه به خاطر می آورم , زمانی که برنامه نویس بودم و یا به عنوان رهبر تیم توسعه نرم افزار فعالیت می کردم با مقوله تست برنامه مشکل داشتیم . نرم افزار که توسعه می دادیم یا اصلا تست نمی شد و یا اگر هم می شد به صورت دستی توسط خود برنامه نویس ها یا یک سری افراد متفرقه مانند اسپانسر پروژه تست می گردید که چندان روش با اعتباری نبود. معمولا برنامه ای که پر از باگ باشد مستعد از دست دادن مشتری هست و از دست دادن مشتری مصادف با عصبانیت مدیران شرکت خواهد شد . برنامه نویس ها معمولا علت باگ های زیاد برنامه را  فقدان نقش Tester در تیم توسعه اعلام می کنند و فکر می کنند اگر کسی با عنوان Tester به تیم توسعه اضافه شود , تمام مشکلات حل خواهد شد و البته آنها متعقد هستند که تست برنامه به هیچ وجه وظیفه برنامه نویس نیست .

https://sirasad.files.wordpress.com/2010/05/doctorninja-tm.jpg?w=275بنده به دو دلیل با تئوری بالا مخالف هستم و عقیده دارم باز هم  اگر Tester به تیم توسعه اضافه گردد دوباره برنامه ها پر از باگ خواهند بود : 1- Tester خوب در ایران وجود ندارد و یا خیلی کم است 2-  Tester نمی تواند تمام آزمایش های لازم را انجام بدهد و آزمایشات کامل زمانی می تواند اتفاق بیفتید که برنامه نویس هم تست نماید .

البته بنده لزوم بودن Tester را در تیم های توسعه نرم افزار نفی نمی کنم بلکه اعتقاد دارم زمانی باید Tester به تیم توسعه ملحق شود که فرهنگ مناسبی نسبت به تست در تیم توسعه و سازمان نهادینه شده باشد .

تمام مطالبی که در بالا ذکر شد پیش گفتاری برای بحث اصلی مقاله می باشد که نرم افزار و یا محصول در محیط چابک چگونه تست می شود و چه نقش هایی برای این منظور نیاز است .

به طور کلی Agile دید مثبت و خوبی نسبت به تست دارد و کلا این مقوله در ارزش ها و اصول بیانیه توسعه چابک پیش بینی شده است .  اصل 9 بیانیه توسعه چابک اشاره غیر مستقیمی به لزوم تست دارد .TDD روشی می باشد که در متدهای Agile به عنوان روش تست معرفی شده است .

همانطور که در مقالات قبلی در مورد TDD عرض شد در این روش اول تست ها نوشته می شوند و بعدا براساس تست های نوشته شده ,  کدها تولید می شوند . شاید بپرسید که فرق ندارد که تست در اول نوشته شود و یا در آخر ,  بالاخره هدف ایجاد تست برای نرم افزار می باشد و حتی شاید در ایجاد تست در آخر راحتتر و بهتر عمل کنیم ؟

مزیت اصلی نوشتن تست در اول و قبل از کد نویسی این می باشد که ما به اندازه و تمیز کد خواهیم نوشت . فقط هدف از کدنویسی پاس کردن  تست  ها می باشد و به عبارت دیگر می توان گفت که برادر ما می خواهیم رفع تکلیف کنیم با پاس کردن این تست ها ,  کمتر کد بنویس با ضواید کم که فقط این تست ها پاس شود . مزیت دیگر نوشتن تست قبل از کدنویسی ایجاد یک الگو و هدف برای کدنویسی می باشد . یعنی ما دقیقا می دانیم که فقط هدف ما نوشتن این تکه کد برای پاس کردن این تست با این مضمون می باشد و این دوباره باعث Refactoring خواهد شد .ولی اگر تست در آخر نوشته شود کمی تست ها متفاوت خواهند شد : زیرا ما برای کدهایی که ایجاد شده تست می نویسیم و در واقع کدهای نوشته شده فرمانده و الگوی تست نویسی خواهند شد در حالی که شاید کد نوشته شده درست نیست ,  یعنی انتظار مشتری بر آورده نشده است و پس تست این قسمت که دقیقا معلوم نیست انتظار مشتری را بر آورده می کند یا نه چه فایده ای می تواند داشته باشد ؟

پاراگراف بالایی که به صورت مختصر بیان گردید در چندین پست قبلی در مورد TDD  که نوشته شده بود به صورت کامل شرح داده شده بود و هدف یادآوری مختصری در مورد لزوم TDD بود . هدف اصلی این نوشته تببین و ایجاد الگوی عملی در محیط های Agile جهت تست محصول می باشد . ولی قبل از پرداخت به الگوی تست لازم است یک مرتبه بالاتر رفته و به هدف Agile برسیم .

هدف Agile ارائه ارزش های مورد نیاز تجارت , کسب و کار مشتری طی یک محصول نرم افزاری می باشد . بحث از ارزش گردید , یعنی هدف ما ارائه و فقط ارائه ارزش ها مورد انتظار مشتری می باشد . ارزش مشتری همان User Story هایی می باشد که آن ها را در اول و یا طی  پروژه جمع آوری می نماییم . مثلا  : » کاربران سیستم باید در هنگام ثبت نام از رمز عبور امن (Secure) استفاده نمایند» : این می تواند یک ارزش یا User Story برای مشتری باشد ; ولی در تعریف Agile گفتیم که : » هدف ما ارائه و فقط ارائه ارزش ها مورد انتظار مشتری می باشد » . ما ارزش را به صورت یک User Story بیان کردیم ولی انتظار مشتری را از این ارزش بیان نکردیم . به عبارت ساده تر این ارزش چه ویژگی هایی باید داشته باشد تا نیاز مشتری برآورده شود؟

برای وضوح بیشتر به این مثال توجه نمایید : فرض کنید ما یک مشتری داریم که او می خواهد یک کارخانه اتومبیل سازی راه بیندازد و ما هم راه انداز کارخانه هستیم . در فاز تحلیل و یا در راه اندازی کارخانه در می یابیم که  برای کارخانه نیاز به لیفت تراک می باشد .  این یک ارزش برای کارخانه می تواند باشد . اما مشتری اذعان دارد که این لیفت تراک باید بتواند در یک نقطه 360 درجه بچرخد و باید بتواند بارهای بالای 20 تن را بردارد . این ها هم ویژگی های این ارزش می توانند می باشند . زمان تحویل لیفت تراک ما باید تست بکنیم ببینیم که آیا این لیفت تراک می تواند این باید ها را پاس کند ؟ به این حالت اصطلاحا  Acceptance Test می گویند .

پیاده سازی یک ارزش در محیط چابک می تواند به صورت زیر می باشد :

  • ارزش یا User Story شناسایی می شود و مستند می شود.
  • ویژگی های ارزش شناسایی و مستند سازی می شود.
  • هر کدام از ویژگی های یک ارزش به صورت تست هایی پیاده سازی می شوند.
  • ارزش بر اساس الگوی تست موجود کد نویسی می شود .

همانطور که مستحضر می باشید گام های بالا همان گام های TDD می باشند ولی این گام های وظیفه چه کسی می باشد ؟

  • گام اول – ارزش یا User Story شناسایی می شود و مستند می شود : وظیفه کل تیم توسعه می باشد .
  • گام دوم – ویژگی های ارزش شناسایی و مستند سازی می شود : وظیفه Tester های تیم و توسعه دهندگان می باشد .
  • گام سوم و چهارم-  وظیفه برنامه نویسان عزیز می باشد .

داشتن تست برای هر ویژگی بسیار سودمند و با ارزش می باشد که در محیط چابک اگر تست نباشد کار تقریبا امکان پذیر نخواهد بود . یکی از ارزشها و شعارهای اصلی توسعه چابک «قبول و پذیرایی از تغییرات» است . بنده به صراحت عرض می کنم که اگر تست نداشته باشید این شعار قابل انجام نخواهد بود . بدلیل اینکه هر تغییر ویرانی هایی را بدنبال خواهد داشت . اگر تا به حال برنامه نوشته باشید و محصول توسعه داده باشید باید به خاطر بیاورید که در هر تغییر (جزئی و یا کلی) قسمت هایی از برنامه درست و قسمت هایی از برنامه ویران شده است . اگر تست داشته باشیم ,  در هر تغییر می توانیم بعد از اعمال تغییرات تمام تست ها را اجرا نماییم ,  اگر کدی در یک جایی ویران شده باشد ,  تست آن قسمت پاس نخواهد شد و قرمز رنگ خواهد شد ,  پس می توان به راحتی از ویران کردن دیگر بخش ها مطلع شد و تصحیحات لازم را به موقع و قبل از ارائه آن به مشتری انجام داد .

چابک شوید  , TDD کار کنید ,  تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و چابک بمانید .

یاشیاسیز

مدیر پروژه و تغییر دامنه

مارس 6, 2010 10 دیدگاه
هر پروژه ای که کار می شود باید در زمان خاص و با هزینه خاص تمام شود . که در این زمان و با این هزینه نیازمندی هایی که تعریف شده اند پیاده سازی می شود . این همان مثلث آهنین مدیریت پروژه می باشد : هزینه ,  زمان و دامنه .

دامنه (Scope) چیست ؟ دامنه متمایز گر و جداکننده چیز های داخل و خارج پروژه می باشد . به عبارت ساده تر مشخص می کند چه چیزی در طی پروژه باید انجام شود و چه چیزی نیاز نیست انجام شود .

https://i0.wp.com/www.targotennisberg.com/tarkvara/wp-content/uploads/2008/06/scope_creep.jpg

اصطلاح Scope creep چیست ؟ Scope creep یعنی تحدی از حدود و این زمانی اتفاق می افتد که شما خط دامنه را تغییر دهید.

معمولا این تغییر  شامل اضافه کردن مواردی که در بیرون از دامنه بودند به داخل دامنه است .  و این یعنی پروژه بزرگ تر از قبل خواهد شد .

بر طبق PMBOK تعریف دقیق Scope creep عبارتست از : اضافه کردن ویژگی و قابلیت جدید به دامنه بدون در نظر گرفتن تاثیر آن برروی هزینه و زمان پروژه (مثلث آهنین) .

بزرگ شدن دامنه پروژه یعنی هزینه اضافی و زمان بیشتر و دست آخر یعنی Fail پروژه . علت شکست تعداد زیادی از پروژه های نرم افزاری به همین دلیل بوده است .

تغییر دامنه می تواند از موارد زیر سرچشمه گرفته باشد :

  • کنترل تغییر ضعیف (Change control)
  • عدم جمع آوری لیست نیازمندی ها قبل از شروع پروژه به صورت کامل
  • عدم تاثیر دادن و تاثیر گرفتن از Product Owner

تغییر دامنه در دو سطح می تواند اتفاق بیفتد :

  1. تغییر دامنه فنی و تکنیکی (Technical Scope Creep)
  2. تغییر دامنه کسب و کار (Business Scope Creep)

مثالی که در عنوان تغییر دامنه فنی و تکنیکی می توان زد بدین گونه می باشد که تیم توسعه می خواهد قابلیت جدیدی را به پروژه اضافه نماید که قبلا این ویژگی در نیازمندی های اصلی در هنگام Initiate پروژه جزو دامنه نبوده است .

تغییر دامنه کسب و کار وابسته به کسب و کار مشتری می باشد . که این مورد به عنوان یک عامل خارجی در نظر گرفته می شود . معمولا در ایران اگر این مورد اتفاق بیفتد ,  تیم توسعه به هیچ عنوان زیر بار نمی رود و جوابشان این می باشد که : به ما ربطی ندارد .

بهترین راه برای مقابله با Scope Creep پرهیز از مواجه با آن می باشد . در زیر روش هایی برای مقابله یا پرهیز از Scope Creep بر شمرده شده است :

  • اولین راه همان Agile است ( به راه راست رستگار شوید)
  • حتما در اول شروع پروژه Product Owner را به جمع خود اضافه نمایید.
  • جمع آوری نیازمندی ها به صورت کامل در هنگام شروع پروژه .
  • CBB خود را بسازید – CBB مخفف Change Control Board می باشد که شامل یک کمیته از اعضای تیم توسعه می باشد معمولا اعضای کنه کار گروه و البته حرفه ای  . ریسک پیاده سازی مواردی که باید تغییر پیدا کنند  توسط این کمیته بررسی می شود .
  • پروژه را متوقف نمایید . تغییرات را دامنه بندی نمایید و بر طبق دامنه جدید عمل نمایید البته اگر ریسکش را به جان می خرید .

یاشیاسیز

وضعیت 90% پروژه

فوریه 14, 2010 5 دیدگاه

در بعضی از پروژه ها  و در اغلب پروژهای نرم افزاری در ایران پیش می آیدکه نرم افزار مثلا در مدت 3 ماه به وضعیت 90% می رسد  و چون پروژه در وضعیت 90% است برنامه نویس ها شروع به انجام دادن https://i2.wp.com/www.jschachterle.com/images/portfolio/90_percent_poster_full.jpgریزه کاری هایی که از قبل مانده بود می کنند (مانند تکمیل چینش کنترها بر روی فرم ها )  ولی 10% باقی مانده بیش از 3 ماه به طول می انجامد !  چرا ؟ محصول 90% باعث به عقب افتادن Release محصول می شود و بالطبع نارضایتی مشتری و هزینه های اضافی را برای تیم توسعه دربرداشته خواهد داشت .

یکی از دلایلی که می تواند باعث این موضوع بشود واضح نبودن وضعیت 100% پروژه می باشد . هدف محصول باید دقیق برای همه اعضای تیم  مشخص باشد .

موردی دیگری که می توان از 90% آموخت این است که چه کسی باید وضعیت 90% پروژه را مشخص نماید ؟ آیا برنامه نویس اجازه دارد که بگوید که پروژه در وضعیت 90% می باشد ؟! شما به عنوان یک Scrum Master و یا لیدر تیم باید وضعیت کل محصول در دستتان باشد . موردی که در Task Board قرار ندارد ولی باید پیاده سازی شود را به سرعت بررسی و به تیم اعلام نمایید .

شما به عنوان یک Scrum Master و یا لیدر تیم باید محیط لازم برای آزمایش و یا برپایی محصول آماده نمایید و تیم منتظر محیط مناسب نماند . دقت نمایید که 100% وظایف را مشخص نمایید . برنامه نویس باید بداند که چه زمانی وظیفه 100% یا Done  می شود به طور خلاصه تعریف واضح و روشنی از Done  برای تیم خود داشته باشید .

هرگز به توسعه گرها اجازه ندهید با اتکا به اینکه محصول 90% تکمیل شده است و می توانند به جزئیات کم اهمیت بپردازند وقت خود را به بطالت بگذرانند .

همیشه هدف محصول را به تیم یادآوری نمایید ومتذکر شوید هم اکنون به چند درصد از هدف دست پیدا کرده اید و این همان درصد واقعی پیشرفت محصول می باشد .

محصول فقط و فقط در حالت 100% تعریف خواهد شد  و نه در درصد های پایین .

یاشیاسیز

میزان دستمزد توسعه گران نرم افزار در استرالیا

فوریه 13, 2010 3 دیدگاه

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: